چرا وقفه در آموزش موسیقی خطرناک‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم؟

چرا وقفه در آموزش موسیقی، بیشتر از آن چیزی که فکر می‌کنیم به ما آسیب می‌زند؟

اگر چند سال تدریس موسیقی کرده باشید، احتمالاً این صحنه را بارها دیده‌اید.

هنرجویی که چند ماه یا حتی یک سال از کلاس و تمرین فاصله گرفته، دوباره برمی‌گردد. سازش را از کیف بیرون می‌آورد، چند دقیقه می‌نوازد، مکث می‌کند و با لبخندی تلخ می‌گوید:

«استاد… قبلاً خیلی بهتر می‌زدم.»

جمله‌ی کوتاهی است، اما پشت آن معمولاً یک حس مشترک پنهان شده؛ حس از دست دادن چیزی که برای به دست آوردنش زمان، انرژی و عشق صرف شده بود.

واقعیت این است که بیشتر هنرجویان موسیقی، آموزش را به این دلیل رها نمی‌کنند که دیگر به موسیقی علاقه ندارند. اتفاقاً بسیاری از آن‌ها هنوز هم عاشق موسیقی‌اند. هنوز هم وقتی قطعه‌ی زیبایی می‌شنوند، دلشان می‌خواهد سازشان را بردارند یا آواز بخوانند.

مشکل از جای دیگری شروع می‌شود؛ از یک وقفه‌ی کوچک.

 

چرا وقفه در آموزش موسیقی خطرناک‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم؟

همه چیز از یک هفته شروع می‌شود…

کمتر کسی یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود و تصمیم می‌گیرد موسیقی را برای همیشه کنار بگذارد.

داستان معمولاً خیلی ساده‌تر است.

این هفته امتحان دارم.

این چند روز سر کار شلوغ است.

حوصله ندارم، از شنبه دوباره شروع می‌کنم.

همین.

نه تصمیم بزرگی گرفته شده و نه اتفاق عجیبی افتاده است.

اما همین چند روز، اگر تکرار شوند، آرام‌آرام شکل زندگی ما را عوض می‌کنند.

تمرین، که تا دیروز بخشی از برنامه‌ی روزانه بود، کم‌کم از برنامه حذف می‌شود. بعد نبودنش عادی می‌شود. بعد دیگر اگر یک هفته هم تمرین نکنیم، احساس نمی‌کنیم اتفاق خاصی افتاده است.

و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید نگرانش بود.

 

چرا وقفه در آموزش موسیقی خطرناک‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم؟

خطر واقعی، فراموش کردن یک قطعه نیست

خیلی‌ها تصور می‌کنند مشکل وقفه این است که چند درس یا چند قطعه را فراموش می‌کنیم.

نه.

قطعه را دوباره می‌شود تمرین کرد.

حتی تکنیک را هم می‌شود دوباره ساخت.

چیزی که نگران‌کننده‌تر است، از بین رفتن عادت یادگیری است.

عادت، موجود عجیبی است.

اگر هر روز ساز بزنید، حتی روزهایی که حالش را ندارید، باز هم دستتان ناخودآگاه سمت ساز می‌رود.

اما اگر چند هفته تمرین نکنید، مغز خیلی سریع به وضعیت جدید عادت می‌کند؛ به زندگی بدون تمرین.

از آن به بعد دیگر مسئله فقط موسیقی نیست؛ باید با عادت جدیدتان هم مبارزه کنید.

 

سخت‌ترین روز، روزی نیست که تمرین را قطع می‌کنید

سخت‌ترین روز، روزی است که دوباره برمی‌گردید.

ساز را کوک می‌کنید.

قطعه‌ای را که زمانی بدون فکر می‌نواختید، شروع می‌کنید.

اما انگشت‌ها دیگر مثل گذشته مطمئن نیستند.

اگر آواز می‌خوانید، احساس می‌کنید صدا آن انعطاف همیشگی را ندارد.

ریتمی که قبلاً طبیعی بود، حالا نیاز به فکر کردن دارد.

و درست همین‌جا اتفاق خطرناک دیگری می‌افتد.

انسان ناخودآگاه خودش را با گذشته مقایسه می‌کند.

نه با هنرجویان دیگر؛ با خودش.

با همان نسخه‌ای که چند ماه قبل بود.

این مقایسه گاهی آن‌قدر تلخ است که بعضی‌ها تصمیم می‌گیرند دوباره ساز را داخل کیف بگذارند و باز هم شروع را به «هفته‌ی بعد» موکول کنند.

در حالی که اگر آن وقفه طولانی ایجاد نشده بود، اصلاً نیازی به این بازسازی سخت نبود.

چرا وقفه در آموزش موسیقی خطرناک‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم؟

موسیقی فقط یاد گرفتن نیست؛ ساختن مسیرهای عصبی است

خیلی از مهارت‌های موسیقی را نمی‌توان فقط با مطالعه یاد گرفت.

کنترل صدا ، جای صحیح انگشت‌ها، شنیدن دقیق فواصل ، هماهنگی دو دست ، کنترل نفس ، حس ریتم…

همه‌ی این‌ها نتیجه‌ی هزاران تکرار کوچک‌اند.

به همین دلیل است که تمرین منظم، حتی اگر کوتاه باشد، ارزش بسیار بیشتری از تمرین‌های سنگین اما نامنظم دارد.

گاهی بیست دقیقه تمرین روزانه، اثر عمیق‌تری از سه ساعت تمرین در آخر هفته دارد.

نه به خاطر اینکه زمان بیشتری صرف شده، بلکه چون ارتباط مغز و بدن با موسیقی قطع نشده است.

 

هنرجویانی که ماندگار می‌شوند، الزاماً بااستعدادترین‌ها نیستند

در سال‌های تدریس، معمولاً یک نکته بارها تکرار می‌شود.

بعضی هنرجویان با استعداد متوسط، سال‌ها ادامه می‌دهند و به نوازندگان یا خوانندگان بسیار خوبی تبدیل می‌شوند.

در مقابل، افرادی با استعداد فوق‌العاده، فقط به این دلیل که چند بار از مسیر خارج شده‌اند، هیچ‌وقت به توانایی واقعی خودشان نمی‌رسند.

تفاوت اغلب در استعداد نیست.

در استمرار است.

استعداد، مسیر را کوتاه‌تر می‌کند.

اما استمرار است که آدم را به مقصد می‌رساند.

در این باره بزرگسالان خود باید به گونه‌ای هدفمند تلاش کنند که از مسیر دور نیافتند و برای کودکان نیز نقش والدین بسیار کلیدی است. (خواندن مقاله‌ی ” نقش والدین در آموزش موسیقی کودک ” توصیه می‌شود.)

چرا وقفه در آموزش موسیقی خطرناک‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم؟

لازم نیست هر روز عالی باشید

یکی از اشتباه‌های رایج این است که فکر کنیم یا باید یک ساعت کامل تمرین کنیم یا اصلاً تمرین نکنیم.

این نگاه، معمولاً اولین قدم برای ایجاد وقفه است.

روزهایی هست که انرژی نداریم.

روزهایی که کار، دانشگاه، خانواده یا هزار دغدغه‌ی دیگر اجازه‌ی تمرین طولانی نمی‌دهد.

اشکالی ندارد.

مهم این است که ارتباطمان با موسیقی قطع نشود.

حتی اگر فقط ده دقیقه باشد.

حتی اگر فقط مرور یک درس باشد.

حتی اگر فقط ساز را از کیف بیرون بیاوریم و چند دقیقه با آن زندگی کنیم.

چون هدف فقط پیشرفت امروز نیست؛ حفظ رابطه‌ای است که سال‌ها برای ساختنش زحمت کشیده‌ایم.

 

موسیقی باید بخشی از زندگی شود، نه برنامه‌ای که همیشه به فردا موکول می‌شود

اگر موسیقی را فقط زمانی انجام دهیم که انگیزه داریم، دیر یا زود انگیزه تمام می‌شود.

اما اگر تمرین، مثل مسواک زدن، مطالعه یا پیاده‌روی، به بخشی از سبک زندگی تبدیل شود، دیگر برای انجام دادنش منتظر حال خوب نمی‌مانیم.

شاید بعضی روزها تمرین فوق‌العاده‌ای نداشته باشیم.

اما همان حضور کوتاه، همان نشستن کنار ساز، همان خواندن چند دقیقه آواز، اجازه نمی‌دهد فاصله‌ای ایجاد شود که بازگشت از آن سخت و فرساینده باشد.

 

حرف آخر

در آموزش موسیقی، بزرگ‌ترین دشمن همیشه کمبود استعداد نیست.

گاهی بزرگ‌ترین دشمن، همان جمله‌ی ساده‌ای است که بارها به خودمان می‌گوییم:

«از هفته‌ی بعد دوباره شروع می‌کنم.»

چون هفته‌ی بعد، اگر بارها تکرار شود، می‌تواند ما را از هنری که عاشقش بودیم دور کند؛ نه یک‌باره، بلکه آرام، بی‌صدا و آن‌قدر تدریجی که شاید تا مدت‌ها متوجهش نشویم.

اگر موسیقی را دوست دارید، لازم نیست هر روز بهترین تمرین عمرتان را انجام دهید.

فقط نگذارید رشته‌ی ارتباطتان با آن پاره شود.

گاهی تمام تفاوت میان یک هنرجوی موفق و کسی که سال‌ها بعد با حسرت به سازش نگاه می‌کند، فقط در همین استمرارهای کوچک و روزانه است.

اگر پس از یک وقفه نمی‌دانید که از کجا شروع کنید ، از مشاوره رایگان سرودمهر بهره بگیرید تا متناسب با سطح فعلی‌تان ، نیازتان و دیدگاهتان به موسیقی ، بهترین برنامخ ریزی را انجام دهید.