ویبراتو؛ منبعی برای رنگ و بیان در نوازندگی ویولن
برگرفته از دیدگاههای ماکسیم ونگروف
(ترجمه مقاله ویبراتو بهعنوان منبعی برای رنگآمیزی و بیان موسیقایی)
ماکسیم ونگروف؛ یکی از چهرههای بزرگ نوازندگی ویولن در جهان
ماکسیم ونگروف (Maxim Vengerov) ، ویولنیست، رهبر ارکستر و مدرس برجسته روسی ، از جمله مهمترین و تأثیرگذارترین چهرههای نوازندگی ویولن در دوران معاصر به شمار میرود. او که از سالهای کودکی بهعنوان یک استعداد استثنایی شناخته شد، در ادامه مسیر حرفهای خود به یکی از برجستهترین ویولنیستهای صحنه بینالمللی تبدیل شد و با مهمترین ارکسترها ، رهبران و مراکز موسیقی جهان همکاری کرد . اجراها و ضبطهای او از آثار آهنگسازان بزرگ ، جوایز و افتخارات متعدد بینالمللی و همچنین فعالیت گستردهاش در عرصه آموزش ، جایگاه او را فراتر از یک نوازنده صرفاً صاحب تکنیک قرار داده است .
اهمیت ونگروف تنها در تکنیک خارقالعاده ، قدرت نوازندگی و مهارت بینظیر او در کنترل ساز خلاصه نمیشود . آنچه او را به چهرهای متمایز در میان نوازندگان بزرگ ویولن تبدیل میکند ، نگاه عمیق او به رابطهی میان تکنیک و بیان موسیقایی است . در نگاه او ، تکنیک هرگز هدف نهایی نوازنده نیست ؛ بلکه ابزاری است برای آنکه موسیقی ، با تمام ظرافت ، احساس و شخصیت خود ، بتواند از ذهن و درون نوازنده به گوش شنونده منتقل شود .
این رویکرد در دیدگاه او نسبت به ویبراتو نیز بهروشنی دیده میشود . ونگروف ویبراتو را حرکتی مکانیکی ، ثابت و الزامی که باید در تمام طول نوازندگی به یک شکل اجرا شود نمیداند ؛ بلکه آن را یکی از مهمترین ابزارهای رنگآمیزی، شخصیتپردازی و بیان موسیقایی میداند ؛ ابزاری که میتواند متناسب با آهنگساز ، سبک موسیقی ، جملهبندی ، هارمونی ، آکوستیک فضا و رنگ صوتی مورد نظر نوازنده تغییر کند .
از این دیگاه ، پرداختن به دیدگاه ونگروف درباره ویبراتو صرفاً بررسی یک تکنیک نوازندگی نیست ؛ بلکه ورود به بخشی از تفکر هنری یکی از برجستهترین نوازندگان ویولن عصر حاضر است . در نگاه او ، ویبراتو تنها وسیلهای برای زیباتر کردن یا لرزاندن یک نت نیست ؛ بخشی از زبان موسیقایی نوازنده است ؛ زبانی که با آن میتوان به صدا رنگ ، به جمله شخصیت و به موسیقی زندگی بخشید .


مقدمه
ویبراتو یکی از مهمترین ابزارهای بیانی در اختیار نوازندگان سازهای زهی است . ما با ساز خود از صدای انسان و قابلیتهای آن تقلید میکنیم ، بهویژه از ویبراتوی طبیعی یک خواننده. در ویولن ، این توانایی را داریم که ویبراتوی خود را با دقت بسیار بالایی کنترل کنیم و برای غنیتر کردن طیف رنگهای صوتی که در اختیار داریم، باید تکنیک هر دو دست، یعنی دست چپ و دست راست، را توسعه دهیم.
توضیح دادن تمام ظرافتها و ریزهکاریهای ویبراتو تنها در چند کلمه بسیار دشوار است؛ این موضوع برای درک کامل به تحلیل فراوان نیاز دارد و بهراحتی میتوان یک مقاله کامل درباره آن نوشت. با این حال، در این مطلب سعی میکنم چند نکته ابتدایی را مطرح کنم و برخی از مهمترین مواردی را که هنگام پرورش ویبراتوی خود باید به آنها توجه کنید، با شما در میان بگذارم تا بتوانید پیام موسیقی را به کاملترین شکل بیان کنید.
چه مقدار ویبراتو مناسب است؟
«از ویبراتو استفاده کنید تا ویولن به شکلی طبیعی، همچون صدای انسان، آواز بخواند.»
هر فضا ارتعاشات خاص خود را دارد؛ به بیان دیگر، هر فضا آکوستیک ویژهای دارد. سپس خودِ ساز شما نیز مرتعش میشود، آرشه نیز همینطور، حتی بدن و روح شما نیز در این فرآیند مشارکت دارند. همه چیز باید در هماهنگی کامل با یکدیگر عمل کند. اگر از ویبراتوی زیادی استفاده کنید، در یک سالن با طنین بالا ممکن است نتیجه بیش از حد باشد، اما در فضایی با آکوستیک خشک، همان میزان ویبراتو میتواند کاملاً مناسب باشد. باید به گوشهای خود اعتماد کنید و شیوه نوازندگیتان را متناسب با هر فضای اجرایی تنظیم نمایید.
با این حال، موضوع تنها به فیزیک و امکانات فیزیکی موجود محدود نمیشود. هر آهنگساز مانند سیارهای متفاوت است و رنگآمیزی و سبک خاص خود را میطلبد. ویبراتوی مناسب برای موتسارت با ویبراتوی مناسب برای چایکوفسکی یا شوستاکوویچ یکسان نیست. همچنین در موسیقی دورههای پیشین، برای مثال در آثار باخ، نوع ساز و آرشهای که استفاده میکنید نیز اهمیت پیدا میکند. ممکن است تصمیم بگیرید با یک ساز تاریخی و آرشه باروک بنوازید، یا از یک ویولن و آرشه مدرن استفاده کنید.
ویبراتوی خود را بر اساس احساسی که نسبت به موسیقی دارید، سبکی که برای اجرا انتخاب کردهاید و رنگهای صوتیای که میخواهید ایجاد کنید برگزینید. بنابراین ابتدا باید ویبراتویی را که در ذهن دارید تصور کنید و سپس هر دو دست شما به اندازه کافی تحت کنترل باشند تا بتوانند آنچه را ذهن شما به آنها فرمان میدهد، اجرا کنند.
آیا ویبراتو باید ثابت بماند یا تغییر کند؟
«ویبراتو میتواند سریع، کند، گسترده یا باریک باشد؛ امکانات آن بیپایان است و انتخاب نوع ویبراتو به آنچه میخواهید در موسیقی بیان کنید بستگی دارد.»
هرگاه هارمونی تغییر میکند، چیزی نیز باید تغییر کند؛ این یک اصل است. تغییر ویبراتو یکی از راههای ممکن برای نشان دادن این تغییر رنگ صوتی است و باید در هماهنگی با عملکرد دست راست انجام شود.
در مقابل، هنگامی که هارمونی تغییر نمیکند، معمولاً رنگ صوتی نیز نباید بیش از حد دگرگون شود. چنین تغییری میتواند برای گوش شنونده شوکآور باشد و مانع از آن شود که بتوانید یک جمله موسیقایی طولانیتر و منسجمتر را شکل دهید.
نحوه و زمان استفاده از ویبراتو باید یک انتخاب آگاهانه و هدفمند باشد؛ ابزاری برای بیان رنگهای مختلف در موسیقی. گاهی هنرجویان بدون توجه کافی از ویبراتو استفاده میکنند؛ بهطور مداوم میلرزانند یا صرفاً هر زمان که برایشان راحتتر باشد بهصورت تصادفی ویبراتو به کار میبرند. چنین رویکردی هیچ معنا یا بیانی به موسیقی اضافه نمیکند و حتی ممکن است از تأثیری که میخواهید منتقل کنید بکاهد. چگونگی و زمان استفاده از ویبراتو باید همواره تحت کنترل شما باشد؛ درست همانگونه که هنگام صحبت کردن، برای بیان بهتر احساسات و مفاهیم، آگاهانه لحن صدای خود را تغییر میدهید.
درباره نُتهای بدون ویبراتو چه میتوان گفت؟
«صدای بدون ویبراتو نیز رنگی مهم است؛ همانگونه که رنگ سفید در پالت یک نقاش اهمیت دارد.»
نوازندگی بدون ویبراتو منبعی ارزشمند و بسیار قدرتمند است و اغلب اهمیت آن را دستکم میگیریم.
یکی از موقعیتهایی که این شیوه میتواند بسیار مؤثر باشد، زمانی است که یک نت کشیده و طولانی اجرا میشود، در حالی که هارمونی در بخشهای دیگر تغییر میکند. در چنین شرایطی، یکی از گزینهها این است که نت را بدون ویبراتو آغاز کنید و سپس همزمان با تغییر رنگ هارمونیک، ویبراتو را وارد صدا کنید. پس از یک بخش بدون ویبراتو، گرما و لطافت ویبراتو همچون یک نجاتبخش جلوه میکند.
برای تقویت و توسعه مهارت دست راست، توصیه میکنم در درجه اول تمرینها را بدون ویبراتو انجام دهید و تنها زمانی که واقعاً به آن نیاز دارید، ویبراتو را به دست چپ اضافه کنید.
دست چپ و دست راست باید همیشه به یکدیگر متصل باشند و در هماهنگی کامل با هم عمل کنند. شما باید همواره بر بدن خود کنترل داشته باشید و مهمترین اصل این است که گوشهای خود را بهعنوان راهنما به کار بگیرید.

نتیجهگیری
انتخاب ویبراتو شبیه انتخاب رنگ توسط یک نقاش است. موارد بسیار بیشتری وجود دارند که باید به آنها توجه کرد و موضوع تنها به عملکرد دست چپ محدود نمیشود. باید گوش دهید و شنوایی خود را پرورش دهید؛ زیرا برای هر موسیقیدان، مهمترین ابزار نه دستها، بلکه گوشها هستند.
امیدوارم این توصیهها برای کسانی که میخواهند ویبراتوی خود را توسعه دهند یا آن را آموزش دهند، و همچنین برای افرادی که علاقهمندند بدانند در پشت صحنه «آشپزخانه هنری» یک نوازنده ویولن چه میگذرد، مفید باشد. با کمک ویبراتو میتوانیم از ارتعاشات طبیعی بدن، ساز و فضای آکوستیکی بهره بگیریم و به صدای خود جان ببخشیم.
ویدیوی کامل آموزشی زیر را مشاهده کنید؛ جایی که این مفاهیم را با جزئیات بیشتری توضیح میدهم و بهصورت عملی نشان میدهم.
در این مجموعه آموزشی جدید با عنوان «دیدگاههای ونگروف»، به موضوعات کلیدیای میپردازیم که بهطور مکرر در مسترکلاسهای ماکسیم ونگروف مطرح میشوند. این موضوعات بهگونهای انتخاب شدهاند که مسیر یادگیری یک موسیقیدان را بازتاب دهند. همه چیز از منبع اصلی، یعنی خودِ موسیقی، آغاز میشود و در نهایت نیز به همانجا بازمیگردد؛ به درک داستان نهفته در موسیقی و روایت آن. در این مسیر، ما بهعنوان اجراکننده باید بر چالشهای فنی مختلفی غلبه کنیم تا بتوانیم ایدههای موسیقایی خود را به واقعیت تبدیل کنیم.
ترجمه و زیرنویس ویدئو توسط محمدرضا داودی و تهیه و نوشتار این مقاله با همکاری منیژه ساده انجام شده است .
در این ویدئو Maxim Vengerov به آموزش تکنیک ویبراتو در نوازندگی ویولن میپردازد.